قناری معدن<
خانه
درباره من
سرآغاز
تماس با من
بایگانی
آخرین مطالب
۹۶/۰۶/۱۵
رازها
۹۶/۰۶/۱۱
بار هستی1
۹۶/۰۶/۰۷
وحشی
۹۶/۰۵/۳۱
بن بست بهشت
۹۶/۰۵/۲۷
فراغت
۹۶/۰۵/۲۴
دیگران
۹۶/۰۵/۲۲
چپ دست
۹۶/۰۵/۱۰
من
۹۶/۰۵/۰۸
سادگی
۹۶/۰۵/۰۴
فاتحان مغلوب
پیوندهای روزانه
پیوندها
چنین مطلبی وجود ندارد
برچسب: رازها,
نویسنده: الینا نصیری
دایی حمیدم معتقد بود اگر زنی سوارکار خوبی باشد هیچ مردی از اسب بودن بدش نمی آید. دایی حمید در زندگی چهل و هشت ساله اش سه مرتبه سوارکارش را عوض کرد و آن سه سال آخر عمرش را عین یک اسب وحشی بی هیچ زین و یراقی زیست.
برچسب:
نویسنده: الینا نصیری
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: الینا نصیری
دروغ چرا! همیشه دلم می خواسته که چپ دست باشم. و این حسرت زمانی بیشتر شد که با یک زن چپ دست ازدواج کردم. احساس میکردم که اگر چپ دست باشم بالطبع باهوشتر هم میشوم. همانطور که همسرم بود. هیچ فیلمی نبوده که با هم ببینیم و آخرش را حدس نزده باشد. محاسبات ریاضیاش حرف ندارد. یک عالمه شعر از بر است. یک رمان سیصد صفحهای را در یک روز و نصفی میخواند و حتی رنگ لباسی را که سه سال و نیم پیش در کوه تنم بود را یادش هست. و تمام اینها مجموعهچیزهایی است که من ندارم.
برچسب:
نویسنده: الینا نصیری
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب: دیگران,
نویسنده: الینا نصیری
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب: فراغت,
نویسنده: الینا نصیری
برچسب: بهشت,
نویسنده: الینا نصیری